X
تبلیغات
رایتل

پسر 16 ساله عاشق

در خود می نگرم تا ببینم خطا از کجاست......

عزیزم

سلام حوری عزیزم. خوبی؟ 

حوری تو مدرسه همش به فکر تو بودم.تو خیلی عزیزی. 

حورا.تمام آرزوی من اینه که تو ذوق کنی.دلم میخواد تو ذوق کنی.چون عشق منی.چون عزیز منی.تو بهترینی برای من.خیلی دوست دارم.همون اول عاشقت شدم اما کم کم بهت گفتم.خوشگل عزیزم....تو مال منی. (حالا قیافتم ندیدم اما هیچ طوری نیست)

حوری از مدرسه نیومده اومدم تا برات بنویسیم.نه لباسمو در اوردم و نه ناهار خوردم...هیچی!هیچی! 

فقط اومدم برای تو عزیزم بنویسم.توگل منی.  

داداشم نمیتونه هیچی بهت بگه.چون من دوست دارم.هیشکی هیچی بهت نمیتونه بگه.غلط میکنه چیزی بهت بگه. 

بابا یه چیزی بگو.مردم حوری!دلم میگیره وقتی هیچی نمیگی! 

اصلا گریه میکنم....فکر کردی خودمو لوس کردم یا الکی میگم؟نه گریه میکنم.... 

باید یه چیزی بگی.....

تاریخ ارسال: چهارشنبه 9 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 01:39 ب.ظ | نویسنده: F | چاپ مطلب 2 نظر