پسر 16 ساله عاشق

در خود می نگرم تا ببینم خطا از کجاست......

قبول؟

ببین حوری عزیزم.قربونت برم..گلم.....عشقم 

وقت آدم عاشق یکی میشه دوست داره بهش برسه.مثلا الان من تو رو میخوام و عاشقت هستم و خیلی بهت وابسته شدم.درست؟قبول؟ 

خب. 

بعدش نمیشه که من همش تو خماری تو بمونم.یه جوری باید بهت برسم.گرفتی؟ 

نترسیا.نمیخوام بیام تهران خواستگاریت که اما شاید.....روزی....روزگاری.....یه جایی.....دیگه نمیگم..... 

شد؟ 

دختر خوبی هستی.آخی عزیزم!حوری جونم.تو مال منی! اما حال نه.شاید بعدا ....خیلی بعدا...وقتی که دندون پزشک شدم....عاقل شدم.بعدش 

 

عزیزم!تو خیلی عزیزی.خاک تو سرم.کاش ناراحتت نکرده بودم. 

قربونت بشم.میخوای سرم رو به خاطرت ببرم تا بفهمی چقدر دوست دارم؟ 

میخوای فدات بشم؟ 

عزیزم.آخی حوری.تو رو میخوام....

خدایا!حوری رو هر جا که هست سالم نگه داریش کن الهی آمین

خدایا حوری رو از هر چی آسیبه دور کن الهی آمین

خدایا.حوری رو به هر چی میخواد برسونش(+من)

تاریخ ارسال: سه‌شنبه 8 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 10:11 ب.ظ | نویسنده: F | چاپ مطلب 0 نظر