پسر 16 ساله عاشق

در خود می نگرم تا ببینم خطا از کجاست......

واقعا....؟

سلام حوری   

بند بند اینا برخاسته از قلب منه...پس براش  ارزش بذار.البت اگه زحمتی نیست

بابا من غلط کردم.حورا بذار رک بهت بگم.میخواد خوشت بیاد یا نیاد.حوری من تو رو دوست دارم.خیلی زیاد هم دوست دارم.میدونم...میدونم حوری....ولی تو اصلا به من توجهی نکردی.حوری تو رو....... 

حوری اگه دیگه نیایی هر جا باشی پیدات میکنم....هر جاکه باشی...چون بهت وابسته شدم.امروز دیگه هر چیزی تو دلمه میخوام بهت بگم.چه فکر کنی بی حیا هستم یا هر فکر دیگه ای... 

اولا من اصلا قصدم دوستی با تو نبوده و نیست.میدونی چرا؟چون کار کثیفیه.باور کن از این که اهل دوستی نیستی خیلی خوشحالم. 

بعدشم اگه اهل دوستی بودم شرمنده میگم نمیخوام پز بدم.ولی هم قیافشو داشتم...هم تیپ این کارا رو. 

اما....اما چی حوری؟  

اما این که من خیلی خدا رو دوست دارم.میدونی چرا؟به خاطر این که هر چی خواستم بهم داد.خدا رو شکر همه چیز بهم داد.حالا اگه من برم دنبال این کارا خدا ناراحت میشه دیگه.مگه نه؟ 

بعدشم دختر بازی تو خون من نیست.هیچوقت نبوده و نیست. 

من دوست دارم حوری.خیلی هم زیاد.خیلی...اصلا عاشقت شدم.خوبه؟دیگه هر فکری در مورد من میخوای بکن اما من بهت وابسته شدم.آره! انتظار نداشتی نه؟خب بهم فحش بده.بگو فرشاد آشغال تو خیلی بدی!بهم بگو.خجالت نکش.یه سال بزرگتربودن که به جایی بر نمیخوره.بگو.نترس.  

بگو.هرچی دلت میخواد بگو.اما من دوست دارم. 

اگرچه تو هر وقت میگفتم دوست دارم بحث رو عوض میکردی اما من بازم میگم دوست دارم.تو رو دوست دارم.اونقدر میگم تا از بر بشی.ینی حفظ بشی.شد؟ 

بعدشم گیریم که فرشته راست بگه.فکر میکنی من ناراحت میشم؟نه اونقدر دوست دارم که اگه خودت علنی هم بهم بگی ازم متنفری میگم باشه حوری اما من عاشقت شدم.حوری دوست دارم. 

خیلی هم دوست دارم. 

البته تو که به من و احساسم اهمیتی نمیدی اما...چی بگم.شاید به خاطراینه که دختری وحیا داری.شاید من بی حیا هستم.شاید..... 

میدونم حوری چی تو سرت میگذره... 

تو فکر میکنی منم مث تموم اغفال شده ها میخوام تو رو اغفال کنم اما به خدا قسم هیچوقت قصدم این کار نبوده.ینی وجدانم اجازه نمیده.بابا من یه سیلی زدم تو گوش داداشم یه ماهه دارم غصه میخورم اونوقت توبا این همه صداقت رو بذارم سر کار؟ 

حوری من دوست دارم.من عاشقت شدم..... 

اما تو اصلا منو دوس نداری...آخه چرا؟ 

خیلی دلم....میخواست اما هی ی ی ی  

راستی!من اصلا حرفای فرشته رو باور نکردم.چون میدونم چه آشغالیه. 

حورای عزیز....تو همه ی دنیای منی اگر چه من توی دنیای تو جایی ندارم اما... به قول خودت

چطوری بگم.....تو...میگم:تو عشق منی 

حالا باز خودتو بزن به یه بحث دیگه. 

حوری من .....م م من.....گفتم دیگه...بابا این قدر گیج نباش.بفهم.چرا نمیفهمی 

حوری تو توی قلب فرشادی.من غلط کردم که دلتو شکستم.دلت خیلی برام ارزش داره. 

تو ....تو.... dear من هستی. 

به جون داداشم هیچوقت خدا نکرده از روی هوس باهات حرف نزدم.اصلا کاری به چهره یا قدت ندارم.هر جور که باشی دوست دارم.من اصلا اهل کار بد نیستم.خدا میدونه هیچوقت قصد بدی نداشتم.... 

تو عشق منی.حالا چه بدت بیاد از من چه خوشت بیاد 

گفتم که اگه دیگه نیایی من پیدات میکنم.فکر کردی نمیتونم؟  

تو حورای من هستی.بابا بفهم..... 

حالا فکر بد نکنیا.باشه؟  

میدونم...تو به فرشته گفتی فرشاد دوستم نداره اما اون روی سکه رو باید نگریست. 

 

حورا 

میدونم با حرفای بالای من فکرای بد تو سرت میاد اما .....  

من عاشق همه بودم اما هیشکی دوسم نداشت 

حالا هم تو رو دوس دارم اما تو.... حوری واقعا  که...

حورا منم برات خیلی وقت تلف کردم....پس فکر نکن خودت فقط بودی.  

 

حورا.اشکال نداره یکم به خاطر اینکه تو بهم اهمیت نمیدی گریه کنم؟ 

فقط یکم....میشه ؟

 

 

حورااااااا چرا تو .....؟

 

مامان من عاشق شدم....حورا گریم میاد....گریه کنم یا نه زود بگو

تاریخ ارسال: سه‌شنبه 8 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 12:17 ب.ظ | نویسنده: F | چاپ مطلب 2 نظر