X
تبلیغات
رایتل

پسر 16 ساله عاشق

در خود می نگرم تا ببینم خطا از کجاست......

حکایت هم چنان باقیست......

حورا 

داداشت دیگه داره میمیره.خیلی مریض شده.سرمای بدی خوردم!

.اگه مردم و دیگه نیومدم بدون حتی تو قبر هم به یادت هستم.اصلا از خدا میخوام فقط یه شب بیام تو خوابت! 

نه بابا خدا میگه:دختر مردم رو میترسونی. 

من به خدامیگم:آخه خدا من دوستش داشتم 

خدا میگه:قبول نیست.یا پرستو یا حورا... 

منم از ته دلم میگم حوری........ 

خدا میگه:پس پرستو خانومت چی؟ 

من میگم:اون چند تا دوست پسر داشت.دیگه دختر دستکاری شده ای بود. 

خدا میگه: 

نمیشه......باید بری تو جهنم..... 

من میگم:خدایا!تو دنیا آدم بدی بودم.....اما یه آرزو داشتم اونم این بود که حداقل یکی منو تو این دنیا دوس داشته باشه... 

خدا میگه:.............. 

و حکایت هم چنان باقیست= And allegory is perseverance

تاریخ ارسال: دوشنبه 7 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 02:23 ب.ظ | نویسنده: F | چاپ مطلب 2 نظر