پسر 16 ساله عاشق

در خود می نگرم تا ببینم خطا از کجاست......

توجه کن!!!!

سلام حورا 

خواهر عزیزم 

من هیچ کدوم از اینا رو آدم حساب نمیکنم. 

بخدا برام هیچ اهمیتی ندارن 

اصلا حالا براشون میگم که دل خواهر منو شکستن. 

راستی من نمیخوام هیشکی عاشقم بشه.هیشکی 

منم نگفتم دیگه نیا اینجا.من اصلا حرف زدم؟؟؟؟ 

اینا غلط کردن که ضر زدن. 

آهای آشغالا 

حورا خواهر منه.یه بار دیگه در مورد اون حرف زدید این طوری به جون پرستو و به جون داداشم مث سگ پرت تون میکنم بیرون. 

آره حورا خیلی وقتا میاد اینجا.خیلی وقته 

خیلی هم با معرقته.چون هیچوقت به وبلاگش نرفتم اما اون همش میومد اینجا 

شما باید برید گمشید از اینجا 

اصلا وبلاگ من همش مال حورا باشه.تمام وبلاگم مال حوراست و تمام زندگیم مال حورا 

شما هم غلط میکنین که در موردش حرف میزنید. 

حورا!من همیشه از تو دفاع میکنم.اون کسی هم که گفتی اذیتت میکنه دستم بهش نمیرسه وگرنه براش میگفتم 

به جون داداشم تو هم مث خواهر من میمونی و من هیچوقت نخواستم که تو عاشق من بشی.چون کسی نیستم.نیازی هم به عشق هیشکی ندارم.حتی پرستو!!  

شما فکر میکنی که من بی رگ هستم اما ممکنه اگه عصبانی بشم دیگه دنیا رو نابود کنم.ولی تا اونجا که بشه سعی میکنم با منطق جلو برم 

حتی برادرم که فکر میکنید خیلی قلدره از من کتک بدی خورده.و همه اطرافیانم خوب میدونن که از هیشکی نمیترسم.حتی از بزرگتر از خودم 

من دعوا هایی کردم که حتی ممکن بود زندون هم برم 

حتی جلوی معلمم هم وایسادم و ازش نترسیدم اما تا اون جا که بشه سعی میکنم با منطق و با عقلم جلو برم. 

خلاصه حورا خانوم بدون که من همیشه با تو هستم.اصراری هم نمیکنم که حتما بیا اینجا چون اگه دقت کرده باشی تا حالا به کسی التماس نکردم. 

اینم بدون که هیشکی مث تو تا حالا به من اهمیت نداده بود.هیچکس 

دیدی که ازت دفاع کردم.نیازی هم نیست خودتو ناراحت کنی.شاید نظر قبلی که دادی خیلی بچه گانه بود سعی کن منطقی باشی.Ok

چون اگه دقت کرده باشی من همش به اینا فحش میدام و ازشون دوری میکردم.  

دیگ چطوری ازت دفاع کنم؟ها؟ 

بابا به ولای علی من هیچی نیستم.تو فکر میکنی من از اینا خوشم میاد.خب به جهنم که این طوری فکر میکنی. 

اماچون برام مهم هستی دارم جلوی این دخترای خراب ازت دفاع میکنم. 

شد؟؟؟؟؟؟؟ 

من که همیشه گفتم هر چی دارم مال حورا هستش.دیگه چطوری ازت دفاع کنم؟ 

با برادرم هم قهر شدم.چون یه سیلی زد تو گوشم و منم چند برابر محکم تر بهش بر گردوندم.گریش افتاد و رفت.ینی ازش نمیترسم.

من نمیذارم کسی به تو زور بگه.هیچکس  

 

پریسا خانوم و فرشته احمق: 

باید از خواهر من معذرت خواهی کنید.وگرنه به پدر و مادراتون میگم که چه کاره هستید.  

 

باید بگید ما غلط کردیم وگرنه بهمه میگم که.....

تاریخ ارسال: جمعه 27 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 12:45 ب.ظ | نویسنده: F | چاپ مطلب 4 نظر