X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری

پسر 16 ساله عاشق

در خود می نگرم تا ببینم خطا از کجاست......

سلام.خوبی؟ 

من که اص خوب نیستم. 

هیچی!فردا میخوام برم پیش پرستو جونم! 

وای نه!فردا نه!5شنبه میرم! 

میرم دستشو میگیرم و میبرم روی یه نیمکت و بهش میگم. 

بابا انصافاپسر بدی نیستم.

واقعا دستشو میگیرم.واقعا میگم.... 

دیگه زدم به سیم آخر...... 

هر چی میخواد بشه بشه. 

داد هم زدم بازم بهش میگم. 

زد تو گوشم باز دسشتو میگیرم.وااااااااااااااااااااااااااااااااای هیجان منو کشت!  

خدا!ینی دستشو میشه....؟ 

واااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای!هیجان دارم! دست پرستو تو دست من؟ 

ولی قصدم خیره! اه نه دستاش خیلی ظریف و کوچیکه.تو دست های گنده من گم میشن

واااااااااااااااااااااااااااااایییییییییییییییییییییی!از زور هیجان دارم میجیشم به خودم! 

کاش.... 

کاش قبول کنه.  

اصلا داداشم هم میبرم.نه نه! 

از شانس گند من لابد مث همه دخترا به جایی که عاشق من بشه عاشق اخم های خوشگل مهرشاد میشه. 

نه نه مگه مغزم تاب داره.خودم میرم.! 

هر وقت من با داداشم رفتم بیرون هیشکی محل سگ به من نمیذاره و همش به اون نگاه میکنن. 

خب بابا من اندازه اون جذبه ندارم. 

 

میگم: 

پرستو(جون یا خانوم) من دوسسسسسسسسسست دارم! 

 برم دستشویی تا وضع خراب نشده. 

لعنت به هیجان! 

من که مایعات نخوردم اما نمیدونم چه مرگم شده! 

میگم پرستوی خوشگلم تو خیلی خوبی!عزیزم پر رو نشی حالا بهت رو دادم. 

نه نه قهر میکنه میره.ولش کن. 

آهان ........

آره  .........

ها ...............

 آهان  .........

فهمیدم............ 

میگم:پرستو!تو از بقیه خوشگل تری 

ولی فقط به خاطر قیافت نبود که عاشقت شدم.البته خیلی هم خوشگل نیستیا هی به خودت زیادی ور میری 

اما خب ...... 

وااااااااااااااااااااااای خیس کردم......... 

خاک تو سرم

تاریخ ارسال: جمعه 27 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 10:31 ب.ظ | نویسنده: F | چاپ مطلب 3 نظر