X
تبلیغات
رایتل

پسر 16 ساله عاشق

در خود می نگرم تا ببینم خطا از کجاست......

آخیش! 

وای گفتم منو دعوا میکنی.  

وای قلبم!

ها؟محدثه؟ 

آهان خونشونه دیگه.خونشون 

گفت یه مشکلی برام پیش اومده. 

وای من چقدر راحت شدم....حورا نمیخوای بزنی منو که؟نه؟ 

خواستی بزن...چون تا بهم رو میدی پر رو میشم..... 

حورا.....حورا یه.....  

اما حوری خواهر خودم.... 

مرض!چقدر نقطه چین میذارم...اه چقدر من ترسو هستم.عجب ترسو ام! 

حورا..... 

حوراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا 

بهتر به داداشم خبر بدم.......... 

حورا از زور هیجان دارم چرت و پرت میگم...... 

وای قلبم داره میکنه از جاش! 

صداشو میشنوی؟ 

حورا ....... 

حورا چقدر من رو دارم.نه؟ 

اما..... 

خب فرشاد مرض!زهر مار!درد. 

چه مرگم شده؟ 

حورا........ 

بذار آمده کنم خودمو....... 

حورا.... 

بابا ولم کن. 

بذار بعدا.... 

فکر نکن.فکر بد نکن! 

وگرنه دیگه بات حرف میزنم 

ببخشید حرف نمیزنم.... 

وای چرا هیجان دارم. 

حورا آجی  

یه..... 

بهم فحش بده.بزن تو گوشم حورا 

منو بکش حورا 

بزن تو گوشم 

گیش! 

بابا نگفتم حالا بزن که... 

حورا یه..... 

خاک تو سرم که این قدر به عرضه و ترسو ام. 

اه اه ها به خودم 

تاریخ ارسال: جمعه 27 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 09:06 ب.ظ | نویسنده: F | چاپ مطلب 1 نظر