X
تبلیغات
رایتل

پسر 16 ساله عاشق

در خود می نگرم تا ببینم خطا از کجاست......

میگم...

ممنون از راهنمایی هات حورا خانوم. 

اول مهلا:بابا غلط کردم.بیارش.خوبه؟؟کشتی ما رو با این مهلا.خب بیارش.اصلا وبلاگ مال اون و مال تو. 

هیچی.آخه داداشم از طرز نوشتن خوشش نیومده بود.همین!ولی من که ندیدم چطوری مینویسه.اصلا بیارش.خوبه؟عالی شد؟کیف کردی؟ 

 

دوم در مورد پرستو:بابا آخه من چطوری دستش رو بگیرم ببرم روی یه نیمکت؟نیمکت یا چه میدونم صندلی اون موقع از کجا گیر بیارم؟ها؟ 

بعدشم.این طوری فکر میکنه میخوام باش دوست بشم.بابا من میخوام باش عروسی کنم.گفتم که میخوام زنم بشه.زنم بشه.زنم بشه.زنم بشه.گرفتی؟ 

بعدشم فکر نکنم بیاد.آخه من غریبه ام یه دختر که هیچوقت با یه پسر غریبه که یه دفعه نمیره حرف بزنه.حتی اون دخترای بد(بلا نسبت حورا خانوم) هم یه دفعه نمیان. 

حورا خانوم نظر شما محترمه برای من اما فکر میکنم از نامه دادن بهتره.نه؟ 

ای خدا!من کی به پرستو میرسم؟و یه چند تا دعای دیگه که نباید بگم.خوب نیست.البته فکر بد نکنی.اما خب...هیچی ولش کن..  

هی!دیگه یه ساله داغون شدم بس در مورد این که چطوری بهش برسم فکر کردم.دیگه بس بعضی وقتا گریه کردم و به گریه هام خندیدم از خودم بدم میاد.به خودم میگم:فرشاد برای چه بش نگاه کردی که عاشق شدی؟میگم:چرا فکر میکنی اون از تو بهتره؟حورا تو نمیدونی که. 

من سوم راهنمایی ینی قبل این که عاشق بشم یه آدم سنگدل بودم.البته ظالم هم بودم.همه رو میزدم و به هیشکی رحم نمیکردم.هم کلاسی هام رو بس زده بودم داغون شده بودن.اما از بس برای پرستو گریه کردم دیگه اون فرشاد سابق نیستم.گاهی اوقات به حال داداشم غبطه میخورم. 

الان هم دلم خیلی گرفته.خیلی!!!! 

تعجب نداره که.آخه برای چی هی الکی علامت تعجب میذارم؟فکر کنم به قول شما کج(خل-دیوونه)شدم. 

فعلا حورا...... 

 

چقدر پرستو رو دوست دارم اما اون...

تاریخ ارسال: سه‌شنبه 24 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 12:11 ق.ظ | نویسنده: F | چاپ مطلب 5 نظر