پسر 16 ساله عاشق

در خود می نگرم تا ببینم خطا از کجاست......

وقتی که

وقتی که خستم!وقتی که شکستم!وقتی که تنها شدم!دیگه نابود نابود شدم.یه روزی عاشق شدم 

یه روزایی گریه کردم.یه روزی شاد بودم.یه روزی غمگین!یه روز به دنیا اومدم.یه روزی میمیرم.یه روز عاشق شدم.یه دنیا گریه کردم.یه دنیا اشک ریختم.به همه اعتماد کردن.همه به فکر نفع خودشون.همه به فکر باج گیری هاشون.همه به فکر آزار من 

به فکر همه بودم.حتی برای بعضی ها شخصیتم خورد شد.اما کی برای من؟ 

چقدر من ساده بودم خدا؟چقدر؟ 

خدایا!چرا بنده کثیفی مثل منو نگه داشتی؟چرا بنده های خوبت از عشقشون دورن؟ 

خدایا چراهر چی مهربونی میکنی من هم چنان آدم کثیفی ام؟ 

خدایا!چرا این قدر خوبی؟شاید آدم کثیفی مثل من لایق نعمت هات نباشه.این طور نیست خدا؟  

چرا رفیقی پیدا نمیشه در این دیار؟هر که به فکر خودشه در این میان حقیقت تلخه رفیق مثل ته خیار...حرف من بده برو تو بهترو بیار

تاریخ ارسال: پنج‌شنبه 7 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 01:38 ب.ظ | نویسنده: F | چاپ مطلب 1 نظر