X
تبلیغات
رایتل

پسر 16 ساله عاشق

در خود می نگرم تا ببینم خطا از کجاست......

بعد مدت ها...بعد سال ها

و اما چه زود گذشت...

پسر ۱۶ ساله دیروز...پسر ۲۲ ساله ی امروز است

پسری که دیگر نه عاشق است و نه دانش آموزی ناتوان...پسری که حالا سه چهار سالی از دوران دانشجویی اش میگذرد و به افکار و نوشته ها و احساسات دیروزش میخندد

برایش از سن شانزده سالگی درسی بزرگ به یادگار مانده:

امروزه هیچکس لیاقت صداقت و عشق پاک را ندارد

درست و غلطش کاملا واضح است نیازی به توضیح جنابتان نیست...


این وبلاگ بعد از قریب ۶ سال تکانی به خود داد با همان نویسنده ۱۶ ساله ی کوچک دیروز...

اما با عقاید کاملا متفاوت....

تاریخ ارسال: سه‌شنبه 23 آبان‌ماه سال 1396 ساعت 04:02 ب.ظ | نویسنده: F | چاپ مطلب 1 نظر

سلام خودم!

سلام آقا فرشاد!

چ میئونم سلام تنهایی....سلام به خودم و خودم...

ببین خودم!تو تنهایی....تو هیشکی رو نداری....یادته؟چی؟آره پس یادته....خوبه.

دیدی بی گناه متهم شدی....ای خدا آخه چرا؟

دیگه اصلا کاری با خدا ندارم.نماز هم دیگه نمیخونم.دست هم به قرآنش نمیذارم.

خدا خوب بود.خیلی خوب.اما دیگه برا همیشه از خاطرم رفت.

چرا.............؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


مگه خدا چیکارم کرده بود؟

هیچی...الکی گفت بیا با پاکی از من بخواه...هر چی که دلت میخواد...بهت میدم...

با پاکی رفتم....عشقمو خواستم.....کاری که نکرد هیچ!جلو پدر مادرم خودم و اون رسوای رسوا شدم.


عجب.!!

خدایا با من بازی کردی نه؟

باشه.

باشه خدا................باش

تاریخ ارسال: یکشنبه 9 مهر‌ماه سال 1391 ساعت 12:18 ب.ظ | نویسنده: F | چاپ مطلب 9 نظر

سلام 

بعد از یه مدتی عذاب و تنهایی اومدم. 

بازم شاگرد اول مدرسم شدم. 

اما.... 

اما دیگه داغون داغونم. 

برای کی دارم مینویسم؟ 

فعلا..... 

تاریخ ارسال: شنبه 8 مهر‌ماه سال 1391 ساعت 12:42 ب.ظ | نویسنده: F | چاپ مطلب 1 نظر

سلام رضا رمز جدید CRVi3pSVfK

تاریخ ارسال: یکشنبه 1 مرداد‌ماه سال 1391 ساعت 04:03 ب.ظ | نویسنده: F | چاپ مطلب 1 نظر

. . . ندارمت . . .

این سکوت و این هوا و این اتاق

شب به شب بخاطرم میاردت

تو این خونه هنوزم یه نفر

نمیخواد باور کنه ندارت

نمیخواد باور کنه تو این اتاق

دیگه ما باهم نفس نمی کشیم

زیر لب یه عمره میگه با خودش

ما که از هم دیگه دست نمیکشیم

به هوای روز برگشتنه تو

سر راهی نشونه میکشه

با تمام جاده های رو زمین

رد پاتو سمت خونه می کشه

من دارم هر روزم و بدون تو

با تب یه خاطره سر میکنم

با خودم بجای تو حرف میزنم

خودم و جای تو باور میکنم

توی این خونه به غیر از تو کسی

دلش و با من یکی نمیکنه

من یه دیوونم که جز خیال تو

کسی با من زندگی نمیکنه

تو سکوت بی هوای این اتاق

شب به شب بخاطرم میارمت

خودمم باور نمیکنم ولی

دیگه بـــاورم شــــده نــدارمـت

تاریخ ارسال: پنج‌شنبه 22 تیر‌ماه سال 1391 ساعت 09:32 ق.ظ | نویسنده: F | چاپ مطلب 4 نظر

وای که چه سخته !!!


سخته عاشق باشی ولی هیچکی ندونه
اشکاتو زودی پاک کنی کسی نفهمه

سخته دوسش داشته باشی ولی ندونه
سخته نگاهش بکنی اما نخونه
وای که چه سخته

قشنگیه عشق که میگن شاید همین جاست
تو اونو دوست داشته باشی شاید خدا خواست !

سخته به قربون چشاش بری تو رویا
قدم قدم گریه کنی کنار دریا
قدم قدم گریه کنی کنار دریا

سخته همش تو فکرباشی شاید نخوادت
خاطره هات ورق ورق بیاد بیادت
خاطره هات یکی یکی بیاد به یادت

سخته به قربون چشاش بری تو رویا
قدم قدم گریه کنی کنار دریا
قدم قدم گریه کنی کنار دریا

سخته همش تو فکرباشی شاید نخوادت
خاطره هات ورق ورق بیاد بیادت
خاطره هات یکی یکی بیاد به یادت 

تاریخ ارسال: جمعه 2 تیر‌ماه سال 1391 ساعت 08:27 ب.ظ | نویسنده: F | چاپ مطلب 4 نظر

پاسخ نظرات

سلام به همه


دوباره منم رضا


خوب شرمنده دوستان که نبودم الان می خوام جواب نظر های دوستان رو بدم .


خانوم محدثه هم گفتن که نگران فرشاد هستند . (شرمنده ها )


فرشاد حالش خوبه فقط دیگه نت نمیاد همین چیزیش نشده والا احساس همه ی دوستان رو درک می کنم ولی باید به فرشاد وقت داد .


خوب جواب بقیه نظرات :

علی :

سلام منم مثل تو عاشق شدم حالمم خیلی بده.

پاسخ :

والا من هم عاشقم اسمش هم میگم شیما هست خیلی دوستش دارم ولی باید صبر کرد داش من.


همدرد:


سلام فرشاد جون منم با تو همدرد بودم...یعنی پارسال که تکدم تو وبت فهمیدم همدردیم...هم سن...همدرد...بیخیال عشق بازی بزار کنار بابا...منم خودمو جر دادم تا به یه دختر برسم نتونستم...فقط تنهاییش برام.
 فقط بیخیال هر چی دختررررررر ببببییییخخخخیییاااللل


پاسخ : 


کاملا با نظرتون مخالفم.

موفق باشید.


گذران :

من به عنوان یک خانوم 25 ساله متاهل یه چیزی میخواستم بهتون بگم :
از الان این عشق بازی ها رو بذارین کنار خیلی زوده براتون که از الان که بهترین سنتون هستش بشینید و همش غصه بخورید و شکست عاطفی و یا هیجان عشق و درگیری ذهن داشته باشید.
تا میتونید به استعداد هاتون بپردازید سعی کنید علایقتون رو به شکوفایی برسونید
فکرتون رو از هر چیزی آزاد کنید
برای عشق و عاشقی وقت زیاده
میدونم با نظرم مخالف هستین اما یه روزی یه جایی به حرف من میرسید


پاسخ :


با این حرفتون کاملا موافقم (خیلی زوده براتون که از الان که بهترین سنتون هستش بشینید و همش غصه بخورید و شکست عاطفی و یا هیجان عشق و درگیری ذهن داشته باشید. )

چی بگم والا من که پاک هاج و واجم هنگ کردم دیگه مثل فرشاد !!


سارینا:

وای چه وب قمگینو افسرده ای داری از نوشته هات معلومه.بیا تو وب من حال کن انرژی م+بت میگیری اصلا هر موقع دلت گرفت در خدمتم هنر خوش حالی.


پاسخ :

سلام خانوم سارینا والا وبلاگ من نیست مال فرشاد هست اسم من رضا هست .چشم به وبلاگتون سر زدم خیلی باحاله .

ضمیمه : اسم قشنگی دارید.
موفق باشید.


اگر کاری چیزی داشتید با فرشاد بگید همین جا تا بهش بگم . کسی فوحشی چیزی بده خدا وکیلی جرش میدم.

موفق باشید.

تاریخ ارسال: شنبه 27 خرداد‌ماه سال 1391 ساعت 08:20 ب.ظ | نویسنده: F | چاپ مطلب 5 نظر
   1      2     3     4     5      ...      24   >> صفحات وبلاگ